تبليغاتX
آزادی معبود من است…

آزادی معبود من است…

لومومبا

056910.jpgلومومبا در هنگام دستگیری

پاتریس لومومبادر سال1925میلادی متولد شد. لومومبا در رشته حقوق تحصیل کرده  بود و بعد ها وارد نهضت آزادی آفریقاشد . وی که یکی از رهبران تحصیل کرده استقلال کنگو و مردی ادیب و سخنور بود، در سی ام ژوئن 1960 میلادی ، هنگامی که بلژیک استقلال کنگو را به رسمیت شناخت، به نخست وزیری آن کشور انتخاب شد و برای ملی کردن معادن و بانکها و کارخانه ها وکوتاه کردن دست سرمایه داران بلژیکی از اقتصاد کنگو، بسیار کوشید. ولی بلژیکیها از این اقدامات سخت بر آشفتند و بر ضد وی دست بکار دسیسه انگیزی و فتنه گری شدند، تا این که در پنجم سپتامبر 1960 میلادی کازابو رئیس جمهوری کنگو با پشتیبانی استعمارگران غرب، اورا از مقام نخست وزیری برکنار کرد. دربیست و هفتم دی ماه 1339 ( ژانویه 1961 )، «پاتریس لومومبا» رهبراستقلال کنگوی بلژیک «زئیر» و یکی از چهرههای درخشان آزادی قاره سیاه، در نتیجهی زمینه چینی سیاست استعماری، بدست «موسی چومبه» و یارانش که از دست نشاندگان سیاست خارجی و خواستار جدائی ایالت «کاتانگا» از «کنگو» بودند، به وضع فجیعی کشته شد و جسدش در اسید سوزانده گشت و این فاجعه جهانیان را در اندوهی ژرف فرو برد. سرزمین من کنگو ازآثارتألیفی پاتریس لومومباست.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 11:34  توسط رضا  | 

گاندی

ماهاتما گاندی

ماهاتما گاندی

مهانداس کارامچاند گاندی (دوانگاری: मोहनदास करमचन्द गांधी؛ گجراتی: મોહનદાસ કરમચંદ ગાંધી؛ زاده: ۲ اکتبر ۱۸۶۹ - درگذشت: ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸) (۱۰ مهر ۱۲۴۸-۹ بهمن ۱۳۲۶) رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفهٔ ضدخشونت گاندی که خود نام ساتیاگراها (در سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت؛ تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت ضدخشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده است.

از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیون‌ها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد می‌کردند. هر چند که او از القاب افتخارآمیز بیزار بود ولی امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی می‌شناسند. سوای اینکه بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رهبران تاریخ تلقی می‌کنند، مردم هند از او با عنوان «پدر ملت» یا باپو (در هندی به معنای پدر) یاد می‌کنند. زادروز وی در هند به عنوان یک روز تعطیل ملی است و گاندی جایانتی نام دارد.

گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند. شیوهٔ مقاومت آرام وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق می‌کرد. اصل ساتیاگراهای گاندی روی بسیاری از فعالان آزادیخواه نظیر دکتر مارتین لوترکینگ، دالایی لاما، لچ والسا، استفان بیکو، آنگ سان سو کی و نلسون ماندلا تأثیر گذاشت. البته همهٔ این رهبران نتوانستند کاملاً به اصل سخت ضدخشونت و ضدمقاومت وی وفادار بمانند.

گاندی همیشه می‌گفت که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نام‌های ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضدخشونت) گرفته شده‌اند. او می‌گفت «من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم. حقیقت و ضدخشونت بودن هم‌سن کوه‌ها هستند».

 

منبع:ویکی پدیا

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 11:55  توسط رضا  | 

نسل اسیر وطنم


ای نسل اسیر وطنم،

تو می‌دانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواسته‌هایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشته‌ام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبرده‌ام. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو می‌كنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل می‌خندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خسته‌ام می‌درخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریه‌هایم احساس می‌كنم. واسلام

علی شریعتی مزینانی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 15:56  توسط رضا  | 

شیر دره پنجشیر

احمد شاه مسعود، فرزند دوست محمدخان، در تابستان ۱۳۳۲ هجرى شمسى در قريه «جنگلك» پنجشير ديده به جهان گشود و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه در پنجشير، هرات و كابل براى تحصيلات عاليه وارد دانشكده پلى تكنيك كابل شد. از سال ۱۳۵۲ (ه .ش) با پيوستن به حزب جمعيت اسلامى افغانستان فعاليت سياسى خود را آغاز كرد و در سال ۱۳۵۴ (ه .ش) عليه رژيم «محمد داوودخان» در پنجشير قيام كرد ولى اين قيام او شكست خورد و وى مجبور شد تا به پاكستان برود. ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 10:33  توسط رضا  | 

سخنانی در باب آزادی

خود را وقف خدا وآزادی کن.(ولتر)

اگر نتوانیم آزادی بدست آوریم بهتر است بمیریم.(سیسرون)

ای آزادی اگر دیگران از تو نا امید شوند من هر گز نا امید نخواهم شد.(والت ویتمن)

ای آزادی چه زندانها برایت کشیده ام وچه زندانها برایت خواهم کشید اما خود را به استبداد نخواهم فروخت.(معلم شهید علی شریعتی)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 13:46  توسط رضا  | 

در سوگ بابی ساندز

 

 

شهادت شمع

(برای بابی ساندز)

سیاوش كسرایی

 

قطره قطره مردن

و شب جمع را به سحر آوردن

خاموشانه زیستن

روشنانه مردن

مردن با لبخند

و پایان بخشیدن به دو تردیدی تاریخی

"بودن یا نبودن"؟

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 16:51  توسط رضا  | 

چریک مبارز:چه گوارا

 ارنستو گوارا دلاسرنا، معروف‌ به‌ چه‌گوارا، در چهاردهم‌ ژوئن‌ 1928 در آرژانتين‌ متولد شد. در آن‌ دوران‌ مدام‌ در كتابخانه‌ بزرگ‌ پدرش‌ پرسه‌ مي‌زد. بسياري‌ از همسايه‌ها از اينكه‌ ارنستو در چهارده‌ سالگي‌ فرويد مي‌خواند، متعجب‌ بودند. چه‌ در دوره‌ دبيرستان‌ با آلبرتو گرانادوس‌ همان‌ شخصي‌ كه‌ «چه‌» همراه‌ او سفر به‌ دور امريكاي‌ لاتين‌ را آغاز كرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 16:28  توسط رضا  | 

آزادی

قسم  به  عزت  و  قدر  و مقام آزادی            که روح بخش  جهان است نام  آزادی

هزار  بار بود  به  ز  صبح    استبداد            برای  دسته  پا   بسته   شام   آزادی

به پيش اهل جهان  محترم  بود آنکس            که داشت از دل  و جان احترام  آزادی

فرخی یزدی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 14:43  توسط رضا  | 

یک آزادیخواه:بابی ساندز

بابی ساندز در سال 1954 در ناحیه راسكول در شمال بلفاست

متولد شد. بزرگترین فرزند خانواده بود. در 15 سالگی ناگزیر به

ترك تحصیل شد و به كار پرداخت. در سال 1972 خانواده او

 پس از سال ها فشار و ارعاب به دلایل ایرلندی بودن به محله

توین بروك در بلفاست غربی نقل مكان كرد.

بابی ساندز در همین سنین جوانی به جمهوریخواهان ایرلند

پیوست و در 18

سالگی بازداشت و...

 

مراسم تشییع جنازه بابی ساندز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 14:31  توسط رضا  |